بگو قصه بگو قصه
که من بی تاب بی تابم
تو این شبهای طولانی
پریشون حال و بی خوابم
نوازش کن منو حالا
به یاد بچگیم مادر
به یاد بازیگوشیها
به یاد سادگیم مادر
اگه حالا شلوغی ها
تو رو از یاد من برده
اگه از دوری بچت
میشی یک گاهی افسرده
ببخش مادر منو بازم
هنوزم بچه ات هستم
هنوزم عامل دلشوره ها
و غصه ات هستم
اگه جایی سرم گرمه
ولی من با تو دل گرمم
برای درد دل میخوام
به آغوش تو برگردم
حلالم کن که بد بودم
حلالم کن که بد هستم
اگه خوردم زمین بازم
بذار دستاتو تو دستم
7تیر 95 - نطنز 12/5ظهر
برچسب: مادر,مادر قلب اتمی,مادرم,مادر ترزا,مادريت انك اناني,مادرانه,مادربزرگ,مادر زن,مادر به انگلیسی,مادر پسر,
نویسنده: پارسا احمدی