خـودکشـی

تو رفتی و من بعد از این حادثه
ندارم دیگه حال و روز خوشی
دلم از غمِ رفتنت می کنه
تو هر ثانیه صد دفعه خودکشی
همیشه چشام خیس و بارونیه
یه بغض غلیظی توی سینمه
تو نیستی ببینی دارم می شکنم
غمت مثلِ سنگی به آئینمه
نذاشتم بفهمه کسی حالمو
من اشکای چشمامو پاک می کنم
شبونه من این بغض سنگینمو
توی قلب پر غصه خاک می کنم
در این هجمه ی تلخِ درد و فراق
هنوز عاشقم؛ عاشقی برقرار
می سوزم تو آتیشِ عشقت ولی
نمی تونم عشقو بذارم کنار
نمی خواد دلم عشقِ غیر از تو رو
بذار تا بگم راز عشقت چیه
جهانِ بدونِ تو و عشقِ تو
یه دنیای سرشار از پوچیه
11 دیماه 1397 – 7صبح- نطنز
برچسب:
نویسنده: پارسا احمدی