...... بهانه
گفتن از تو بهانه می خواهد
خلوتی شاعرانه می خواهد
قایق عقل و دل به این دریا
چون شکسته، کرانه می خواهد
***
...... بغض
باز هم بی تو شبی را سر کنم
چشم را بی دیدن تو تر کنم
بغض می پیچد درون سینه ام
کاش جان سالم امشب در کنم
***
.....
لحظه های قایقی
زنده شد در خاطرم دیدار تو
در ورای روزهای عاشقی
یادم آمد بوسه ی پنهانیت
پشت گلهای بلند رازقی
مثل رویاشد تمام خنده ها
دوستیها، سادگی ها، صادقی
کاش برگردد به رود زندگی
شادی آن لحظه های قایقی
...........
پ ن: لحظه هایی که مانند قایق از رود زندگی عبور می کنند
27مرداد95. ساعت 20. نطنز
برچسب:
نویسنده: پارسا احمدی
تاريخ: چهارشنبه
17 شهريور
1395 ساعت: 15:49