مسیحا
مثل مهتاب درخشان شده ای امشب هم
در دل مرده ی من جان شده ای امشب هم
با حضورت شده تنهایی من بی معنا
بر غمم باز که پایان شده ای امشب هم
ناز زیبای تو از عمق نگاهت جاری است
در رگ عشق تو جریان شده ای امشب هم
خشکی باغچه خانه ی من خیس شده
به گمانم که تو باران شده ای امشب هم
بانگ موسیقی شرقی تو اینجا پیچید
مثل داوود چه خوشخوان شده ای امشب هم
دردهایم همه آرام شد از عطر تنت
بر تب و درد تو درمان شده ای امشب هم
باز هم مثل مسیحا تو به یلدای ممات
در دل مرده ی من جان شده ای امشب هم
30 آذر 1395- نطنز
برچسب:
نویسنده: پارسا احمدی